سوگ جمعی، زخمی که بین همه تقسیم شد. سوگ فقط یک تجربهی فردی بعد از فوت عزیزان نیست. گاهی یک جامعه، یک شهر، یا حتی میلیونها نفر همزمان وارد حالتی از اندوه، شوک، خشم، ترس و بیحسی میشوند؛ حالتی که به آن سوگ جمعی (Collective Grief) میگویند. سوگ جمعی ممکن است بعد از زلزله، جنگ، حادثهی بزرگ، مرگ جمعی، سقوط هواپیما، همهگیری، یا حتی مرگ یک چهرهی محبوب شکل بگیرد و از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی تشدید شود.
سوگ جمعی چیست؟
سوگ جمعی یعنی گروه بزرگی از مردم بهطور همزمان، در واکنش به یک فقدان یا فاجعه، علائم هیجانی و روانی سوگ را تجربه میکنند؛ حتی اگر بعضی افراد، قربانیان را شخصاً نشناخته باشند.
در سوگ جمعی، اندوه فقط در خلوت افراد نیست؛ در فضای عمومی، گفتوگوهای روزمره، مراسم، رسانهها، ترندها، تصویرها و روایتهای مشترک هم جریان پیدا میکند. به همین دلیل، شدت و پایداری احساسات میتواند بیشتر از سوگ فردی شود؛ چون شما علاوه بر غم خودتان، دائم در معرض غم دیگران هم هستید.
نکته مهم: سوگ جمعی «بیماری» نیست؛ یک واکنش انسانی و قابلفهم به یک اتفاق بزرگ است. اما میتواند در برخی افراد به مشکلات جدیتری مثل اضطراب، افسردگی، یا سوگ طولانیمدت تبدیل شود.
سوگ جمعی چه فرقی با غم، افسردگی یا تروما دارد؟
خیلیها میپرسند: سوگ جمعی همون افسردگیه؟ یا این حال من طبیعیه؟
تفاوتهای کلیدی:
- غم، اندوه: یک احساس است (ممکن است کوتاه یا بلند باشد).
- سوگ (Grief): یک فرایند است؛ مجموعهای از احساسات، فکرها و واکنشهای بدنی بعد از فقدان.
- سوگ جمعی: همان فرایند سوگ است، اما در مقیاس اجتماعی و تحت تاثیر روایتها و رسانهها.
- تروما، آسیب روانی: وقتی رویداد آنقدر تهدیدکننده، وحشتناک باشد که سیستم عصبی در حالت خطر گیر کند (کابوس، فلشبک، بیخوابی شدید، گوشبهزنگی…).
- افسردگی: اختلال خلقی پایدارتر با علائمی مثل بیانگیزگی شدید، ناامیدی مزمن، اختلال اشتها، بی خواب، بیارزشی، افکار خودکشی.
ممکن است سوگ جمعی با تروما و افسردگی همپوشانی داشته باشد؛ اما یکی نیستند.
سوگ جمعی چه علائمی دارد؟
سوگ جمعی میتواند در ۴ سطح خودش را نشان دهد:
1) علائم هیجانی
- غم سنگین، بغض، اشک
- شوک و ناباوری
- خشم (از مسئولان، دنیا، سرنوشت، بیعدالتی)
- ترس و نگرانی برای آینده
- احساس گناه بازمانده (چرا من سالمم؟ چرا من زندهام؟)
2) علائم شناختی و فکری
- نشخوار فکری و درگیری ذهنی با جزئیات حادثه
- اگر، میشدها و سناریوهای ذهنی بیپایان
- کاهش تمرکز، فراموشی
- بدبینی و بیاعتمادی اجتماعی
3) علائم جسمی
- بیخوابی یا خواب زیاد
- تپش قلب، فشار روی سینه، بیقراری
- سردرد، دلدرد، گرفتگی عضلات
- تغییر اشتها
4) علائم رفتاری و اجتماعی
- کنارهگیری، بیحسی، کاهش ارتباطات
- چککردن وسواسی خبرها و شبکههای اجتماعی (doomscrolling)
- بحث و تنش بیشتر در خانواده، محیط کار
- افت عملکرد شغلی، تحصیلی
مراحل سوگ جمعی( آیا سوگ مرحلهای است؟)
در برخی روایتها از ۵ مرحله سوگ(انکار، خشم، چانهزنی، افسردگی، پذیرش) صحبت میشود. این چارچوب میتواند برای فهم کلی مفید باشد، اما واقعیت این است که:
- سوگ خطی نیست
- افراد ممکن است بین حالتها رفتوبرگشت کنند
- ممکن است همزمان چند احساس متناقض تجربه شود (غم + خشم + بیحسی)
در سوگ جمعی، بهخاطر موج رسانهای و گفتوگوهای اجتماعی، افراد ممکن است چند بار دوباره تحریک شوند و انگار سوگ از نو شروع میشود.
سوگ جمعی چرا اینقدر سنگین میشود؟ (نقش رسانه و شبکههای اجتماعی)
یکی از تفاوتهای مهم سوگ جمعی امروز با گذشته، شدت قرار گرفتن در معرض محتواست: ویدئوها، تصاویر، روایتهای تکراری، تحلیلها، شایعات، و کامنتها. این اتفاق میتواند باعث شود مغز شما مدام پیام خطر دریافت کند. مطالعات روانشناسی نشان میدهند که تاثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان میتوانند دو لبهی یک تیغ باشند؛ از یکسو میتوانند احساس تعلق و حمایت اجتماعی را تقویت کنند، و از سوی دیگر ممکن است منجر به اضطراب، افسردگی و اعتیاد رفتاری شوند.
Doomscrolling چیست و چرا بدترمان میکند؟
دوماسکرولینگ یعنی اسکرولکردن بیوقفهی خبرهای منفی، مخصوصاً وقتی اضطراب داریم. نتیجهاش معمولاً این است:
- اضطراب بالا میرود
- تمرکز پایین میآید
- خواب خراب میشود
- حس درماندگی و ناامیدی بیشتر میشود
اگر شما هم بعد از یک حادثه مدام خبرها را چک میکنید و بعدش حالتان بدتر میشود، این یک علامت مهم است که باید این رفتار را ترک کنید.
سوگ جمعی چقدر طول میکشد؟
زمان مشخص و یکسانی ندارد. اما بهطور معمول:
- در هفتههای اول: شوک، بیحسی، خشم، بیخوابی و درگیری ذهنی شایع است.
- در ماههای بعد: اگر پردازش سالم پیش برود، شدت علائم کمتر میشود و فرد به عملکرد روزمره برمیگردد (با اینکه غم ممکن است بماند).
اگر علائم ماهها با شدت بالا بماند و زندگی روزمره را مختل کند، ممکن است نیاز به ارزیابی تخصصی باشد (بخش چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کنیم؟ را ببینید).
در سوگ جمعی چه کنیم؟ (راهکارهای کاربردی و فوری)
1) اول سیستم عصبی را آرام کنید.(نه اینکه با منطق خودتان را سرزنش کنید)
وقتی بدن در حالت هشدار است، نصیحتهای منطقی اثر کمی دارد. این کارهای ساده کمک میکنند:
- تنفس ۴-۶: ۴ ثانیه دم، ۶ ثانیه بازدم (۵ دقیقه)
- زمینگیری ۵-۴-۳-۲-۱: ۵ چیز ببین، ۴ چیز لمس کن، ۳ صدا بشنو، ۲ بو، ۱ مزه
- دوش آب ولرم، پیادهروی آرام ۱۵ دقیقه
2) پیگیری اخبار را ترک کنید. (ضروری)
- روزی ۱ تا ۲ بار، هر بار ۱۰ تا ۱۵ دقیقه خبر
- قبل از خواب خبر ممنوع (حداقل ۹۰ دقیقه)
- منابع محدود و معتبر (نه کانالهای پرشایعه)
- هشدار: اگر دیدن تصویر، ویدئو شما را بهم میریزد، از دیدن آن اجتناب کنید؛ این بیاحساسی نیست، مراقبت از سلامت روان است.
3) سوگ را به زبان بیاورید (ولی درست و امن)
- یک نفر امن انتخاب کنید (دوست/خانواده)
- به جای تحلیلهای بیپایان، از تجربهی خودتان بگویید:من از دیروز بیخوابم، سینم سنگینه، عصبانیام، میترسم
- اگر حرفزدن سخت است: نوشتن روزانه ۱۰ دقیقه
4) با معنا ارتباط بگیرید
در سوگ جمعی، یکی از دردها بیمعنایی است. کارهای کوچک معناآفرین:
- کمک عملی (اگر امکان دارید)
- حمایت از یک خانواده آسیبدیده، خیرخواهی معتبر
- روشنکردن شمع، مراسم یادبود نمادین
- دعا، مراقبه، آیینهای فرهنگی (اگر برای شما معنادار است)
5) مراقبت از کودکان و نوجوانان
اگر کودک در معرض خبرهاست:
- اطلاعات را کوتاه، واقعی و متناسب با سن بگویید.
- از جزئیات ترسناک دوری کنید.
- به کودک اطمینان بدهید که الان امن هستیم و برنامهی روزمره را حفظ کنید.
- علائم هشدار در کودک: کابوسهای مداوم، شبادراری جدید، چسبندگی شدید، پرخاشگری غیرعادی
6) مراقبت از بدن = مراقبت از روان
در سوگ جمعی، بدن اولین جایی است که هزینه میدهد:
- خواب را اولویت بدهید (حتی اگر کامل نیست)
- غذاهای ساده و گرم
- آب کافی
- کاهش کافئین و نیکوتین (اضطراب را بالا میبرند)
چه چیزی در سوگ جمعی کمک نمیکند یا حتی بدتر میکند؟
- بحثهای فرسایشی و بیپایان در شبکههای اجتماعی
- دیدن مکرر تصاویر دلخراش برای همدردی
- سرزنش خود بابت گریه، بیحسی، خشم
- بیتوجهی کامل به نیازهای پایه (خواب،غذا،حرکت)
چه زمانی سوگ جمعی خطرناک میشود و باید کمک بگیریم؟
اگر هرکدام از موارد زیر را دارید، بهتر است با روانشناس مشورت کنید:
- افکار خودکشی یا «دیگه نمیخوام ادامه بدم»
- بیخوابی شدید بیش از ۲ هفته
- حملات پانیک مکرر
- مصرف الکل، مواد، دارو برای بیحسکردن خود
- ناتوانی جدی در کار، درس یا مراقبت از کودک
- علائم تروما: کابوسهای مکرر، فلشبک، گوشبهزنگی شدید
- طولانی شدن شدید سوگ و قفلشدن در اندوه (در برخی افراد ممکن است به اختلال سوگ طولانیمدت نزدیک شود)
نکته پزشکی: تشخیص اختلالات نیاز به ارزیابی بالینی دارد؛ اما دانستن علائم هشدار به تصمیمگیری کمک میکند.
سوالات پرتکرار کاربران درباره سوگ جمعی
آیا سوگ جمعی طبیعی است؟
بله. واکنش طبیعی به رویدادهای غیرطبیعی است. طبیعیبودن یعنی قابلفهم؛ نه اینکه همیشه آسان باشد.
چرا من که کسی را از نزدیک نمیشناختم اینقدر بهم ریختم؟
چون مغز شما فقط با رابطه نزدیک واکنش نشان نمیدهد؛ با همدلی، شباهت، ترس از تکرار حادثه، و قرار گرفتن در معرض روایتها هم فعال میشود.
بیحسی و کرختی یعنی مشکل دارم؟
نه لزوماً. بیحسی میتواند یک مکانیسم دفاعی کوتاهمدت باشد. اگر طولانی شد یا عملکرد را مختل کرد، بهتر است بررسی شود.
آیا صحبتکردن درباره حادثه همیشه خوب است؟
صحبتکردن اگر امن، زمانبندیشده و بدون غرقشدن در جزئیات آسیبزا باشد کمک میکند. اما مرور مکرر تصاویر و جزئیات میتواند بدتر کند.
جمعبندی
سوگ جمعی واکنشی طبیعی و انسانی نسبت به فقدان و تجربههای تلخ جمعی است؛ احساسی که میتواند با غم، خشم، اضطراب، بیخوابی، و نوعی بیحسی یا درگیری ذهنی همراه باشد. در چنین شرایطی، ذهن و بدن ما نیاز به بازتنظیم دارند تا از مرحلهی بحران عبور کنند. در کلینیک روانشناسی و لورتا نوروفیدبک دکتر بیات، یکی از رویکردهای مؤثر برای بازگرداندن تعادل سیستم عصبی، استفاده از درمان استرس و اضطراب با نوروفیدبک است.
نوروفیدبک با آموزش مغز برای بازگشت به وضعیت آرامش و ثبات، به کنترل واکنشهای شدید هیجانی، بهبود خواب و کاهش اضطراب کمک میکند. همچنین، این روش میتواند در کنار گفتگو درمانی و تکنیکهای آرامسازی، در مدیریت سوگ جمعی نقش مهمی داشته باشد.
کلینیک دکتر حسین بیات با بهرهگیری از روشهای علمی و پیشرفته مانند لورتا نوروفیدبک، بستری ایمن برای بازیابی آرامش روانی و بازسازی سلامت هیجانی فراهم میکند.
منابع مقاله:



